تبلیغات
آوا فان - داستان آموزنده خنده دار

منوی اصلی

موضوعات

آرشیو

لینک دوستان

پیوندها

آبونه

آمار سایت

بازدید کننده گرامی به سایت سرگرمی آوا فان خوش آمدید

داستان آموزنده خیلی خنده دار با نتیجه اخلاقی


داستان آموزنده


یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند ، یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه ،

جن میگه:

من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم !

منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من

 من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !

پوووف!

منشی ناپدید میشه

بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من !

من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی داشته باشم و تمام عمرم حال کنم !

 پوووف!

مسوول فروش هم ناپدید میشه !

بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه

مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

نتیجه اخلاقی: همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!

استفاده از این مطلب بدون ذکر منبع و لینک مطلب مجاز نیست .

منیع : آوا فان

سرگرمی , طنز , داستان خنده دار , داستان طنز , داستان کوتاه آموزنده طنز , داستان کوتاه آرزو , طنز خنده دار , داستان طنز خنده دار , داستانک خنده دار , طنز 2015 , طنز جدید , داستان آموزنده آرزو , سرگرمی طنز , طنز , خنده , سرگرمی جدید , سرگرمی عمومی ,داستان آموزنده با نتیجه اخلاقی , سرگرمی , داستان خنده دار , داستان کوتاه آرزو , داستان طنز خنده دار , داستان آموزنده آرزو



پست های مرتبط :
ماجرایی شگفت از ادیسون
داستان کوتاه دروغ
داستان کوتاه شریک زندگی
داستان خانم مربی
از دفتر خاطرات یک مرد


برچسب ها : سرگرمی-داستان خنده دار-داستان کوتاه آرزو-داستان طنز خنده دار-داستان آموزنده آرزو-
مرتبط با : سرگرمی تفریحی طنز داستان کوتاه
نوشته شده : آوا در دوشنبه 13 بهمن 1393

نظرات()

داغ کن - کلوب دات کام ارسال به خوشمزه ارسال به دنباله ارسال به فرندفید ارسال به فیس بوک ارسال به فرل ارسال به دیگ ارسال به یاهو ارسال به بالاترین

امیرحسین
دوشنبه 11 اسفند 1393 12:32 ب.ظ
بامزه بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.