تبلیغات
آوا فان - داستان کوتاه آدم برفی

منوی اصلی

موضوعات

آرشیو

لینک دوستان

پیوندها

آبونه

آمار سایت

بازدید کننده گرامی به سایت سرگرمی آوا فان خوش آمدید

کسب درآمد از فیس نما

داستان  کوتاه آدم برفی


داستان کوتاه آدم برفی


هفت سالم بود ، صبح زود وقتی از خواب بیدار شدم تا به مدرسه بروم دیدم زمین مثل عروس ها پیرهن سفید پوشیده است.

برف آمده بود... چه خبر خوبی، برف آمده بود و مدرسه ها تعطیل شده بود .

قرار بود برای اولین بار آدم برفی درست کنم... یک آدم برفی فقط و فقط برای خودم .

لباس گرم پوشیدم و دستکش هایم را دست کردم و به کوچه رفتم ...

خیلی سرد بود... خیلی... اما من آدم برفی می خواستم،

شروع کردم به جمع کردن برف ها... دست هایم یخ زده بود ولی من آدم برفی می خواستم.

بدتر از سرما حرف های عابرانی بود که تا من را می دیدند می گفتند سرد است برو به خانه،  سرما می خوری...

با یک آفتاب زود آب می شود " اصلا شاید کسی دلش بخواهد سرما بخورد " این را می گفتم و دست هایم را هاااا می کردم تا کمی گرم شوند.

تمام شد...

زیباترین آدم برفی دنیا را من با دست های یخ زده ساختم؛

هویج و دکمه و... از خانه برداشتم و کاملش کردم...

نزدیک ظهر شد دستکش و شال و کلاهم را به آدم برفی دادم و رفتم خانه تا کمی گرم شوم.

چشم هایم داد می زد که سرما خورده ام اما چه اهمیتی داشت ... من آدم برفی داشتم یک آدم برفی برای خودم.

از خستگی و اثرات قرص سرما خوردگی کنار بخاری خوابم برد.

بیدار که شدم دیدم انگار چند فصل خوابیده ام... آفتاب شده بود... بدجور آفتاب شده بود

خودم را به کوچه رساندم دیدم یادگاری هایم را گذاشته و رفته...

حرف عابران در گوشم مثل یک نوار ضبط شده مدام تکرار می شد ;

سرد است برو به خانه، سرما می خوری... با یک آفتاب زود آب می شود

بعد از آن دیگر آدم برفی درست نکردم ... آوا فان

این روزها وقتی چشم هایم را می بندم تعداد زیادی آدم برفی جلوی چشم هایم می آیند که هیچ کدام از برف ساخته نشده اند ولی مرامشان همان مرام آدم برفی ست ...

با اولین آفتاب آب می شوند و می روند توی زمین...

یادگاری هایشان می ماند و حرف عابران!

حسین حائریان

سرگرمی , داستان , داستانک , داستان کوتاه , داستانک آدم برفی , داستان آدم برفی  ,داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه عاشقانه آدم برفی , داستان کوتاه اموزنده آدم برفی , داستانک جدید , داستان کوتاه آموزنده , داستان عاشقانه , داستان کوتاه من و ادم برفی , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه جذاب , داستان های کوتاه جالب , مطالب مفید و آموزنده , سرگرمی داستان



پست های مرتبط :
داستان کوتاه و آموزنده
داستان آموزنده خنده دار
ماجرایی شگفت از ادیسون
داستان کوتاه دروغ
داستان کوتاه شریک زندگی


برچسب ها : داستانک آدم برفی-داستان کوتاه عاشقانه آدم برفی-داستان کوتاه جذاب-داستان های کوتاه جالب-
مرتبط با : سرگرمی داستان کوتاه
نوشته شده : آوا در جمعه 17 آذر 1396

نظرات()

داغ کن - کلوب دات کام ارسال به خوشمزه ارسال به دنباله ارسال به فرندفید ارسال به فیس بوک ارسال به فرل ارسال به دیگ ارسال به یاهو ااشتراک گذاری در تلگرام

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.